الشيخ علي المشكيني
122
تفسير روان (فارسى)
بيشتر است ؟ و خطاب به فرستادهء بلقيس و همراهان او فرمود : پس آنچه خداى تعالى از نبوّت و ملك عظيم و علم و حكمت ، به من عطا فرموده بهتر است از آنچه به شما از متاع دنيا داده است ؛ و بدين جهت مرا احتياجى به هديهء شما نيست و آن را نزد من اهميتى نباشد . بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْتَفْرَحُونَ : چنين نيست كه هديهء شما موجب خرسندى من باشد ؛ بلكه شما به هديهء خود شادمانيد ؛ زيرا چون مطمح نظر شما زخارف دنيايى است ، پس خوشحال مىشويد از آنچه به شما اهدا كنند و يا خوشحال مىشويد به هديه بردن براى امثال خود . ( آيهء 37 ) ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّاقِبَلَ لَهُم بِهَا وَ لَنُخْرِجَنَّهُم مّنْهَآ أَذِلَّةً وَ هُمْ صغِرُونَ لغت : أذلّه جمع ذليل ، و صاغرون جمع صاغر است و مقصود از هر دو خوارى و حقيرى است . تفسير : پس فرمود : بازگرد به سوى بلقيس و قوم او و بگو تا بيايند نزد من از روى اطاعت و انقياد كه غرض من نه مال و متاع دنياست ؛ بلكه مقصود من آن است كه ايشان به دين الهى درآيند ، و اگر در نيايند ، پس حتماً با لشكريانى به سراغ آنها خواهيم آمد كه ايشان را طاقت مقابلهء با آن نباشد . نزد بعضى از مفسّران خطاب به هدهد است ؛ يعنى مكتوبى ديگر نوشت و به هدهد داد مضمونش آن كه : البته لشكرى به سوى ايشان خواهيم فرستاد كه تاب مقابلهء با آن را